پنج شنبه هفدهم اسفند نود و شش

درخواست حذف این مطلب
هنوز شام عروسی نیاورده بودند. ولی بحث آنها هم داشت به جمع بندی می رسید البته ظاهرا هر سه نفرشان با کلیت آن موافق بودند و دست کم هر کدام یک تجربه ی شخصی در جهت تایید بحث نقل کرده بودند. آنکه وسط نشسته بود و بنظرم او بود که بحث را کنترل می کرد در انتها به عنوان حس ختام گفت بله یک دکلمه ی هم هست که داریوش اقبالی می گه ... و منظورش این بود که ما از درک این جهان پیچیده عاجزیم و هر ی می گه من فهمیدم دروغ می گه.